چشم شيشه اي



 استکان چاي را تا نيمه نوشيده بودم که متوجه چرخش کاپشنم درماشين لباسشويي شدم.با هرچرخشي از ميان لابلاي کف هاي مايه لباسشويي  آستري خزه دارکاپشنم رخ مي نمود.واحساس گرم روزهاي سرد زمستان را برايم تدائي مي نمود جيب هاي بي شمارش تمام وسايل همراهم را در خود جاي مي داد.والبته براي پيدا کردن کليدم بعضي وقتا مجبور بودم تمام جيب هايم را بگردم جيبي در جلو دوطرف يکي عمودي ويکي افقي. جيب جلوي سينه با دکمه مخفي جيب ها در داخل راست و چپ  جيبي براي موبايل درپايين آستري که البته باريک بود، امابراي موبايل من که از همان قديمي ها هست خوب بود. در سوزو سرماي صبح گاهان براي دستهايم دو جيب جلو جايگاه گرمي براي دست هايم داشت . براي نگهداري کيف مدارک دو جيب مخصوص داشت.وبراي پول خورد هم جاي داشت که من شرمنده او بودم .وهيج وقط سکه اي براي آن نداشتم که (با حرکت هاي نابهنجار بازار سکه همان بهتر که نداشتم) عينکم را  براحتي در هرکدام از جيب ها مي گذاشتم .ولي با آمدن فصل گرما کاپشنم را با تمام لطافت وگرمي وکلاسش بايدرها کنم وبا يگانه جيب پيراهنم روزگار بگذرانم 


من ديگر نبايد کليدي داشته باشم ونه عينکي ونه کيفي پولي 


همه درها برويم قفل خواهد بود .


وهيج چيز را  نخواهم ديد 


براي خريد ريالي نخواهم داشت 


بااين سقوط آزاد ريال(و چه خوب مي شود تا صفرش را هم بردارند).


وقطي روحاني سرمستاز برجام بود


وهر روز به يک ديپلمات


دهن دکشاد ش مدال مي داد


ومردم را حواله باغ سيب مي داد


من مي گفتم چقدر من احمقم


که در باز باغ سيب را نه مي بينم


ولي با گوش کردن حرف هاي 


عصبي آقاي پرزنت امشب مطمئن 


شدم که چه قدر بچاره ديوانه ⋅.


يکي اون گنترل کند تا انگشت هايش


را نه شکسته!


متاسفم براي خودم که بايد هنوز دروغ هاي


توووزرايت را به شنوم


آقاي پزنت تو باختي!!!


باگف زدن وزير امور خارجه خارج نشينت


برو ويه شب ديگر خوش باش.


آقاي پريزنت تو خيلي دير عصبي شدي


ازوقط رفتنت هم گذشته


بيچاره کردي .


 استکان چاي را تا نيمه نوشيده بودم که متوجه چرخش کاپشنم درماشين لباسشويي شدم.با هرچرخشي از ميان لابلاي کف هاي مايه لباسشويي  آستري خزه دارکاپشنم رخ مي نمود.واحساس گرم روزهاي سرد زمستان را برايم تدائي مي نمود جيب هاي بي شمارش تمام وسايل همراهم را در خود جاي مي داد.والبته براي پيدا کردن کليدم بعضي وقتا مجبور بودم تمام جيب هايم را بگردم جيبي در جلو دوطرف يکي عمودي ويکي افقي. جيب جلوي سينه با دکمه مخفي جيب ها در داخل راست و چپ  جيبي براي موبايل درپايين آستري که البته باريک بود، امابراي موبايل من که از همان قديمي ها هست خوب بود. در سوزو سرماي صبح گاهان براي دستهايم دو جيب جلو جايگاه گرمي براي دست هايم داشت . براي نگهداري کيف مدارک دو جيب مخصوص داشت.وبراي پول خورد هم جاي داشت که من شرمنده او بودم .وهيج وقط سکه اي براي آن نداشتم که (با حرکت هاي نابهنجار بازار سکه همان بهتر که نداشتم) عينکم را  براحتي در هرکدام از جيب ها مي گذاشتم .ولي با آمدن فصل گرما کاپشنم را با تمام لطافت وگرمي وکلاسش بايدرها کنم وبا يگانه جيب پيراهنم روزگار بگذرانم 


من ديگر نبايد کليدي داشته باشم ونه عينکي ونه کيفي پولي 


همه درها برويم قفل خواهد بود .


وهيج چيز را  نخواهم ديد 


براي خريد ريالي نخواهم داشت 


بااين سقوط آزاد ريال(و چه خوب مي شود تا صفرش را هم بردارند).


روز کارگر يعني حق اشتراک خانه کارگر را دادن وهيج امتيازي نه گرفتن.


روزکارگر يعني: وقت انتخابات مجلس ساعتي چند اس م س برايت مي‌فرستند.که :سهيلا جلودار زاده  عليرضا محجوب نماينده خانه کارگر !


وبعد از انتخابات نه از پيامک خبري هست نه از خانم و آقاي نماينده


روزکارگريعني: اگر جاي سرکار رفتي هر 6 ماه تورا به عنا وين مختلف بيرون مي کنند.


روزکارگريعني:اگر نماينده کارگران شدي بايدباخانواده ات خدا حافظي کني وساک زندگي در سلول را هميشه همراه داشته باشيد.


روزکارگريعني:اگر بيمه کارگران ساختماني باشيد هر سال يا هم چند ماه بيمه ات را قطع مي کنند.وتورا حواله پيچ خم ورفت وآمد تکراري بي پايان مي دهند.


روزکارگريعني:خيلي درددل که  نه گفتني است .ونه گوش شنيدني دارد.


نمدانم دراين ملاقات با مسئولان از کارگران هم حرفي زدن يا فقط .آمريکا را محکوم کردن؟


روزکارگريعني:؟؟؟


چشم شيشه اي 


امروز جناب دکتر فرياد نه


مي زد 


باوجود جمعيت بيشتروسالن بزرگتر ولي خيلي آرام حرف مي زد


چرا در ايران اين‌قدر عصبي وپرخاشگررانه سخنراني مي کند.


البته يک روز نماينده مجلس به ايشان گفت ؛


آقاي دکتر اين جور فرياد زدن وسخنراني را آن طرف اب 


که مي رويد داشته باشيد.


 


اسلام وعليک يا امام رعوف


چند سالي هست که با وجود خالي بودن جيب ها از پول.ونيت ها از اخلاص.


کمتر توفيق زيارت مشهد نصيب‌مان مي شود.


ولي خدا راشاکريم سالي يک بار  روزي مان مي شود.


تحول هاي کوچک وبزرگ را در حرم ويا اطراف ديده مي شود.چه خوب و چه به نظر بعضي ها نا مطلوب.


و چيزي که دراين روز ها خيلي تحملش سخت به نظر مي رسد.


پوشيدن (گف پوش )(ويا همان کفش رو فرشي).وکم کم آنقدر اين کفش رشد کرده که من در خيابان هم ندارم که بخرم وبه پوشم .اون اوايل جورايي زخيم بود وبعد کف آن دوبل شد.وبعد رويه آن کليم شد.وحالا هم کفي دارد بسيار زخمي وآجدار که اگرروي پاي زائر را لگد کند پاي بيچاره مجروح مي شود.


بانگاه به اين خدام کفش پوشيده در حرم .شرمنده زائري مي شوي که در زمستان پاي پياده به مشهد مياييند.


راستي اين‌قدر ايستادن روي فرش مضر است.؟


اگر اين طور هست .آدم هاي زيادي هستن .که حاضرند بدون جوراب آنجا خدمت کنند.واين حضرات بروند با هر کفش در صحن هاي بدون سقف ساعات شيفت خود را بگذرانند.


اي کاش حرمت ها شکسته نمي شد.حتي در حرم امام هشتم .توسط (مثلا )خدام.


 


برخلاف آنچه در محافل نزد عوام شنيده مي شود :که عطيه غلام جابر بود. مطالب زير را از کتاب( بررسي تاريخ عا شورا) از فقيد دانشمند دکتر محمد ابراهيم آيتي،نقل مي شود. وگر چه غلام بودن جابر مقامي بس بزرگ است . ولي نقل قول زيارت اربعين جابر که اين ماندگاري و عظمت دارد نه مي تواند کار يک غلام باشد.


جابر دراين سفرتنها نبود وهمسفري از خود جوان تر ودر عين حال بسيار دانشمند بزرگوار همراه داشت.که يکي از بزرگترين دانشمندان و مفسران اسلامي وبزرگواري است که همراه جابر بود و شخصيت او در بسياري از محافل مذهبي مانند بسياري از حقايق و مطالب ديگري تحريف شده  عطيه بن سعد بن جناده عوفي کوفي است که از بزرگ گان تابعين،يعني از کساني که رسول خدا عليه سلام را نديده اما اصحاب رسول خدا را ديده ،عطيه هم از صحابه رسول خدا نيست اما بسياري از صحابه ازجمله عبدالله بن عباس را ديده واز آنان کسب علم کرده است .


عطيه در شهر کوفه در سال يکصدو يازده وفات کرد


مادر عطيه ام ولد واز اهل روم بود.


م


چند روز پيش مجري يکي از راديو ها  در صحبت تلفوني بااستادقراعتي:


در مورد ثواب زيارت اربعين و جامانده گان  از اين فيض بزرگ فرمودن. 


در اسلام فعلي به نام جامانده نداريم !.وبا استناد به مطلبي که در يکي از جنگ ها ي صدر اسلام .يکي از مجاهدان به امير المومنين علي عليه السلام گفت .اي کاش برادر من هم با ما بود واز ثواب جهاد در رکاب شما بهره مند مي شد و مولا علي عليه السلام فرمودن آيا او دوست داشت با ما در اين جنک باشد؟ که آن صحابه گفت بله يا امير.خيلي علاقه مند حضور وجهاد در راه اسلام بود. که فرمانده لشگراسلام فرمودن: او هم در ثواب با ما دراين پيروزي و شمشير زدن شريک بوده است.


چه خوب است براي کساني که در راهپيمايي اربعين در کربلا توفيق حضور نداشتن صفت واصتلاح ديگري به کار ببرند.


کاش روز بعد از اربعين نمي شد


کاش شارع قبله العباس خالي از زوار نمي شد


کاش پرده موکبها افتاده نمي شد


کاش صداي هله بيکم از موکبها قطع نمي شد.


کاش راديو اربعين تمام نمي شود


کاش( يا حسين) نوشته بروي شيشه ماشينها با معرفت مي بود


کاش قصم (به حضرت عباس)هرگز نمي بود.


کاش هرگز شمري نمي بود


کاش خانم مجري راديو اربعين (خانم عباسي) يک مصاحبه با رئيس جمهور روحاني مي کرد.وبا سوال هاي محکم اورا (در واقع جلوي ملت محاکمه مي کرد.)


و کاش.


کاش روز بعد از اربعين نمي شد


کاش شارع قبله العباس خالي از زوار نمي شد


کاش پرده موکبها افتاده نمي شد


کاش صداي هله بيکم از موکبها قطع نمي شد.


کاش راديو اربعين تمام نمي شود


کاش( يا حسين) نوشته بروي شيشه ماشينها با معرفت مي بود


کاش قسم (به حضرت عباس)هرگز نمي بود.


کاش هرگز شمري نمي بود


کاش خانم مجري راديو اربعين (خانم عباسي) يک مصاحبه با رئيس جمهور روحاني مي کرد.وبا سوال هاي محکم اورا (در واقع جلوي ملت محاکمه مي کرد.)


و کاش.


 


شعري از زنده ياد سهراب سپهري


متوفاي ارديبهشت سال 1359


 


به سراغ من اگر مي آييد


پشت هيچستانم


پشت هيچستان جايي است


پشت هيچستان رگ هاي هوا


پر قاصدهايي است


که خبر مي آورند،ازگل وا شده دورترين بوته خاک


وروي شن ها هم


نقش هاي سم اسبان سواران ظريفي است که صبح


به سرتپه معراج شقايق رفتند.


پشت هيچستان ،چتر خواهش باز است


تا نسيم عطشي دربن برگي بدود


زنگ باران يه صدا مي آيد


آدم اينجا تنهاست


و درين تنهايي،سايه ناروني تا ابديت جاري است.


به سراغ من اگر مي آييد


نرم و آهسته بياييدمبادا که ترک بردار


چيني نازک تنهايي من


کفش هايم کو


چه کسي بود صدازد:سهراب؟


آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ


مادرم در خواب است


و منوچهروپروانه،و شايد همه مردم شهر


.


بايد امشب بروم


بايد امشب چمداني را


که به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد،بردارم.


.


)شعر از شاعر جوان معاصر 


مرحوم سهراب سپهري)


چشم شيشه اي


شيخ حسن نصرالله رهبري بزرگ 


در خون خواهي سردارسپهبد


شهيدحاج قاسم سليماني 


(سر ترامپ ارزش کفش حاج قاسم را هم ندارد


سربازان آمريکايي عمودي بيايند  افقي برمي گردن


سيد حسن نصرالله)


چه شد که آمريکا به هيج گونه پرده پوشي وواضح و روشن شخصيت


دوم ايران و شخصيت اول محور مقاومت هدف حمله تروريستي قرار مي دهد.


در داخل  کشور ايران :


که ضعف ديپلماسي دولت روحاني کار را از اين هم بدتر خواهد کرد.


جواب ندادن به موقه زياده خواهي هاي دولت آمريکا او را سخي تر کرده .


وقتي تاسيسات هسته اي اراک را به دست خود نابود مي کنيم 


و بقيه قدرت هسته اي خود را هم از کار مي اندازيم.


و آنها هيج امتيازي نمي دهند.همين مي شود.


خود را نژاد بر تر مي دانند.ومختار بر ما.


وقتي ترامپ از برجام خارج شد بعد از 3 سال هنوز جواب 


نداديم. همين مي شود.


و اين روزها هم که :


هنوز اجساد پاک شهدا به ايران نيامده.


دولت روحاني پذيراي هيئت قطري فرستاده


آمريکا مي شود. (شما انتقام نگيريد ما هم تحريم ها را بر مي داريم )


يا چه !!!!!!!


خاک بر سر تفکر روحاني و وزير امور خارجه اش.


که در جواب توئيت 25 نقطه ايران را مي زنيم !


مي گويد:اگر بزني تورا جنايت کار جنگي مي خوانيم.


آقاي ظريف آنقدرهمراه قهوه به تو ديگر خوراکي‌هاي را خوراندند.که قادر به جواب دندان شکن هم نيستي .حتي با توئيت.


اميد وارم فرماندهان همرزم شهيد حاج قاسم در سپاه قدس اين خواسته خون خواهي ملت ايران را با مديريت و دقت هرچه زودتر آغاز کنند.


وخدا نکند  اين هم يک بزن و برو  باشد. وبي جواب بماند.


انتقام خواسته ايران هست.گرچه خواسته جبهه محور مقاومت منطقه هم هست.


اين چند روز همه مي گفتن حاج قاسم پدر ماست


پس بعد از اين ما با آمريکا  


پدر گشته گي هم داريم .


امروز جاي خالي فتواي  ميرزاي شيرازي را مي بينيم


امروز جاي خالي فتواي سلمان رشدي ملعون را مي بينيم


خدا يا:قبل از آنکه دست آزده اي به خون کثيف ترا مپ


آلوده به شود .جانش را بگير.(آمين)


 


چشم شيشه اي


شيخ حسن نصرالله رهبري بزرگ 


در خون خواهي سردارسپهبد


شهيدحاج قاسم سليماني 


(سر ترامپ ارزش کفش حاج قاسم را هم ندارد


سربازان آمريکايي عمودي بيايند  افقي برمي گردن


سيد حسن نصرالله)


چه شد که آمريکا به هيج گونه پرده پوشي وواضح و روشن شخصيت


دوم ايران و شخصيت اول محور مقاومت هدف حمله تروريستي قرار مي دهد.


در داخل  کشور ايران :


که ضعف ديپلماسي دولت روحاني کار را از اين هم بدتر خواهد کرد.


جواب ندادن به موقه زياده خواهي هاي دولت آمريکا او را سخي تر کرده .


وقتي تاسيسات هسته اي اراک را به دست خود نابود مي کنيم 


و بقيه قدرت هسته اي خود را هم از کار مي اندازيم.


و آنها هيج امتيازي نمي دهند.همين مي شود.


خود را نژاد بر تر مي دانند.ومختار بر ما.


وقتي ترامپ از برجام خارج شد بعد از 3 سال هنوز جواب 


نداديم. همين مي شود.


و اين روزها هم که :


هنوز اجساد پاک شهدا به ايران نيامده.


دولت روحاني پذيراي هيئت قطري فرستاده


آمريکا مي شود. (شما انتقام نگيريد ما هم تحريم ها را بر مي داريم )


يا چه !!!!!!!


خاک بر سر تفکر روحاني و وزير امور خارجه اش.


که در جواب توئيت 25 نقطه ايران را مي زنيم !


مي گويد:اگر بزني تورا جنايت کار جنگي مي خوانيم.


آقاي ظريف آنقدرهمراه قهوه به تو ديگر خوراکي‌هاي را خوراندند.که قادر به جواب دندان شکن هم نيستي .حتي با توئيت.


اميد وارم فرماندهان همرزم شهيد حاج قاسم در سپاه قدس اين خواسته خون خواهي ملت ايران را با مديريت و دقت هرچه زودتر آغاز کنند.


وخدا نکند  اين هم يک بزن و برو  باشد. وبي جواب بماند.


انتقام خواسته ايران هست.گرچه خواسته جبهه محور مقاومت منطقه هم هست.


اين چند روز همه مي گفتن حاج قاسم پدر ماست


پس بعد از اين ما با آمريکا  


پدر گشته گي هم داريم .


امروز جاي خالي فتواي  ميرزاي شيرازي را مي بينيم


امروز جاي خالي فتواي سلمان رشدي ملعون را مي بينيم


خدا يا:قبل از آنکه دست آزده اي به خون کثيف ترا مپ


آلوده به شود .جانش را بگير.(آمين)


 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

Scott Jack toor liquidanalysis Dylan بازسازي و دکوراسيون داخلي Kristin Mindy Janet مهاجرت به استراليا